این روز ها
آرزوهای کهنه ام
ققنوس گشته اند
زنده میشوند
از خاکستر
آتش نابودیشان
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:19  توسط جیرجیرک
اولی: برنامه ات واسه آینده چیه؟
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:20  توسط جیرجیرک
|
روی دود سیگارش
می دود
تا پشت آخرین حلقه
شاید آنجا خبری باشد
.
.
.
خبری نبود
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 1:7  توسط جیرجیرک
پروردگارا
بنده گناهکارت
دستان گناه آلودش را
بطرفت دراز کرده است
یا دستانش را بگیر
و در مقابله با
گناهان یاریش ده
یا او را بمیران
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:4  توسط جیرجیرک
|
من
ایمانم را
جایی
شاید در میان
گناهان پی در پی
گم کرده ام
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18:12  توسط جیرجیرک
|
حراست های دانشگاه بسیار مهربان اند
و ما آرزو می کنیم ای کاش انتخابات
هر یک سال یکبار برگزار میشد
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:15  توسط جیرجیرک
|
روزی که می رفت
میدانستم
بزودی
از دلش هم
خواهم رفت
همانطور که
ازدیدگانش رفتم
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:21  توسط جیرجیرک
|
در اولین شب زنانگیش خواب دید که فرشته ای در حال پرواز است
با هاله ای از نور در بالای سر
ناگهان بال هایش سوختند و به زمین افتاد
شوهرش کمی آنطرف تر در حالیکه به صورت زن خیره شده بود با
:خود می اندیشید
او چقدر امشب شبیه فرشته ها شده است
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:16  توسط جیرجیرک
|
این روز ها
مان buffer
کماکان خالیست
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:55  توسط جیرجیرک
با تو
اما
بی تو
ایستاده ام
با شمعی
در دست
لحظه
فوت کردن
شمع ها
چه آرزویی
خواهی کرد؟
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:44  توسط جیرجیرک
|
باران می بارد
چترت را ببند
پرواز کن
بگذار
تنها
آسمان
سقف بالای سرت
باشد
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:7  توسط جیرجیرک
حرفهایی هست برای گفتن
که اگر گوشی نبود نمی گوییم
و حرفهایی هست برای نگفتن
حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند
و سرمایه ماورایی هر کس
حرف هایی است که برای نگفتن دارد
حرف هایی که پاره های بودن آدمی اند
و بیان نمی شوند مگر آنکه مخاطب خویش را بیابند
"شاندل"
پ.ن:یاد چشمانت نه گفتن را محال میکند
پس نفس میکشم هنوز
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 13:51  توسط جیرجیرک
|
لب هایت
چه بی شرمانه
با بوسه ای بی مهابا
عشق و هوس را
با هم در می آمیزند
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18:51  توسط جیرجیرک
از چهره ات بردار
صورتک مجنون را
نمایش را
تمام کن
نمیخواهم
لیلای دروغینت
باشم
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 17:11  توسط جیرجیرک
|
گویی رشته ای
من و خدایم را
به هم پیوند میدهد
رشته ای از جنس نور
پ.ن:دیشب خدا به من معجزه ای نشان داد
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:24  توسط جیرجیرک
نگاهت را نفروش
که چشمانم را
برای تو باز میکنم
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:11  توسط جیرجیرک
|
در کوچه باد می آید
و من به جفت گیری گل ها می اندیشم
پ.ن:من نمیدانم اگر در کوچه طوفان بیاید
من به چه خواهم اندیشید؟
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 19:52  توسط جیرجیرک
|
آسمان
بوی پرنده دارد امروز
کدام سال بود
که آخرین پرنده
همچو برگ کوچکی
از شاخه سقوط کرد؟
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 13:9  توسط جیرجیرک
|
قطر عینکت
این اطمینان را
به من خواهد داد
که درخشندگی حلقه ام را
در انگشت دوم دست چپم
می بینی
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:20  توسط جیرجیرک
آن قدر تنها بود که
وقتی میخواست
خودش را حلق آویز کند
کسی نبود تا
چهار پایه را
از زیر پایش بکشد
پ.ن:و من شکستم بیصدا
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 12:42  توسط جیرجیرک
|
هر شب
دروغ هایم را
می شمارم
تا
چشمانم
از شرم
بسته شوند
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 12:18  توسط جیرجیرک
|
تو
عصبانی میشوی
من
به چشمانی
می اندیشم
که با من
مهربان بودند
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 14:11  توسط جیرجیرک
|
دندان هایم را
درونش می فشارم
چه شیرین است
این سیب
شیطان
در گوشه ای
پایکوبی میکند
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 14:10  توسط جیرجیرک
|
شعله های آتش
زبانه میکشند
میسوزم
به جرم
دوست داشتنت
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 16:1  توسط جیرجیرک
پرواز کردم
تا آسمان
ابرها را بلعیدم
طعم باران داشتند
پرواز کردم
پابرهنه
تا خدا
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 13:4  توسط جیرجیرک
|
همسفر تنها نرو
بذار تا با هم بریم
سرنوشتمون یکیست
هردو مون مسافریم
تازه از راه رسیدم
هنوزم خسته رام
همسفر تنها نرو
بذار تا منم بیام
پ.ن:با کلی خاطرات خوش
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:34  توسط جیرجیرک
تو با چشمانی باز در خوابی
من با چشمانی بسته در حال فرار
محال است رسیدنمان به هم
حتی اگر بهانه عشق باشد
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 17:56  توسط جیرجیرک
|
گفتند:
" پاتان از گلیم درازتر مباد "
اما کدام گلیم؟
اینجا همه در خاک نشسته اند
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:37  توسط جیرجیرک
|
آنها که
برای من و تو
تره هم خرد نمی کنند
برای دیگران
سبزی پاک میکنند
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:49  توسط جیرجیرک
|
